حسن مرسلوند

105

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

قبول انگليس‌ها باشد و هم مورد وثوق اتحاد شوروى ، ناگزير انگليسىها پذيرفتند رضا شاه را از ايران خارج كنند . پس از بركنارى رضا شاه از سلطنت ، مسئلهء جانشينى مطرح شد . در اين زمينه دو نظريهء بسيار قوى وجود داشت ؛ اول تغيير رژيم سلطنتى ايران به جمهورى و دوّم بازگشت رژيم سلطنتى به خاندان قاجار . در اين راستا ، مذاكرات بسيارى بين محمد على فروغى و سفراء شوروى و انگليس انجام گرفت . مهندس محسن فروغى ، پسر فروغى در خاطرات خود مىنويسد : « . . . مجموعا مذاكرات پدرم و هيئت وزرا با سفير شوروى و وزير مختار انگليس چهارده روز به طول انجاميد . متجاوز از پنج بار آنها را نزد خود پذيرفت ؛ على سهيلى ، حميد سيّاح و عبد الله انتظام همه‌روزه با دو سفارتخانه در تماس بودند . مذاكراتى كه در اين مدّت عنوان شده بود و سرانجام منجرّ به استعفاى رضا شاه و سلطنت محمد رضا پهلوى گرديد به شرح زير است : 1 - در نخستين روزهاى مذاكرات ، نمايندگان دو كشور اصرار به تغيير رژيم از مشروطهء سلطنتى به جمهورى داشتند . براى اينكه پدرم به اين خواسته جامهء عمل بپوشاند ، گفته بودند رئيس جمهور ايران كسى جز شما نخواهد بود . وقتى از پدرم منصرف شدند به محمد ساعد مراغه‌اى كه در آن ايام سفير كبير ايران در مسكو بود ، پيشنهاد رياست جمهورى را داده بودند . او نيز به دلايلى روسها را منصرف كرده بود . 2 - پيشنهاد بعدى اين بود كه سلسلهء پهلوى منقرض شود و مجددا يكى از افراد جوان قاجاريه به سلطنت گمارده شود . كانديداى سلطنت يكى از فرزندان محمد حسن ميرزا وليعهد سابق بود . 3 - پيشنهاد سوم اين بوده است كه سومين فرزند ذكور رضا شاه به نام غلامرضا كه در آن تاريخ 18 ساله بوده است به سلطنت برگزيده شود و نيابت سلطنت را پدرم برعهده بگيرد . پدرم پيشنهادهاى بالا را به استناد قانون اساسى و متمم آن و قوانين جارى مملكت و اوضاع و احوال ايران رد كرده بود و در يك جلسه شديدا وزير مختار انگليس را از اينكه اين كشور به كام كمونيستها خواهد رفت ترسانده بود . سرانجام رضايت به سلطنت محمد رضا پهلوى جلب گرديد . » دانسته نيست كه چرا فروغى اصرار به ادامهء سلطنت خانوادهء پهلوى داشت ؛ در حالى كه مىتوانست با قبول تغيير رژيم از سلطنت به جمهورى ، وسائل پيشرفت و آسايش مردم